هنرمند ده آبادی استاد حسینبن علی نجار نقار قریهالعبادی
تولد و وفات: ( ... )سده
نهم قمری محل تولد: ده
آباد
شهرت علمی و
فرهنگی: نقاش و طراح
وی سازنده و نقشآفرین در چوبی فوقالعاده
عالی مسجد افوشته است که در نوع خود مرتبه والایی دارد.
تولد و وفات: ( ... )سده
نهم قمری محل تولد: ده
آباد
شهرت علمی و
فرهنگی: نقاش و طراح
وی سازنده و نقشآفرین در چوبی فوقالعاده
عالی مسجد افوشته است که در نوع خود مرتبه والایی دارد.
درخت انار به تنظيم دوره آبياري حساس است تاخير در اين امر و يا اقدام به آبياري در دوره هاي غير ضرور خسارت بار خواهد بود. در هر صورت چه از سيستم سنتي و يا سيستم قطره اي براي آبياري درختان بهره ميگيريد سعي كنيد دوره آبياري بلوكها منظم و در حجم آورده شده در جدول فوق باشد.
مقاطع حساس آبياري درختان انار بقرار ذيل
ميباشد :
1- يخ آب زمستان
2- دوره قبل از باز شدن درختان
3- دوره باز شدن گلها
4- دوره رشد
5- انتهاي دوره رشد و رسيدن ميوه ها
در اواسط زمستان و در زمان خواب درخت يك دوره
آبياري در از بين بردن آفات موجود در خاك و افزايش رطوبت خاك بسيار موثر خواهد
بود. اين آبياري بهتر است پس از انجام عملياتي نظير هرس يا كود دهي زمستانه صورت
گيرد. افزايش رطوبت خاك در زمان فعاليت حداقلي درخت منجر به قرار گرفتن محلول خاك
در غلظت پايدار شده شرائط مناسبي را براي خروج درخت از خواب زمستانه و شكل گيري
اوليه جوانه هاي برگ و گل فراهم مياورد.
دوره قبل از باز شدن درختان در اواسط اسفند از
مقاطع حساس آبياري درختان انار ميباشد. اگر زمستان كم بارش را پشت سر گذاشته ايد
مطمئن باشيد بستر درخت در شرائط مناسبي نبوده و نيازمند آبياري هستيد. آبياري شديد
هم در اين مقطع مصيبت بار خواهد بود بهم خوردن غلظت شيره گياهي بر رفتار درخت اثر
گذار بوده و آبياري زياد در اين مقطع رشد خشبي درختان را افزايش و بر گلدهي آن اثر
معكوس دارد. لذا سعي كنيد قبل از رسيدن به اين مرحله و پس از يخ آب زمستان چنانچه
بارندگي قابل توجهي رطوبت بستر خاك را سيراب ننمود نسبت به آبياري در نوبتهاي ديگر
قبل از رسيدن به اين مقطع اقدام نمائيد.
پس از باز شدن گلها نيز آبياري شديد بيش از
آنچه در جدول فوق آورده شده بر ريزش گلها اثر گذار بوده و نيازمند توجه ويژه
ميباشد. خشكي خاك نيز بهمان نسبت اثر گذار است در آبياري سنتي اصولا درختان انار
پس از يخ آب زمستان تا تبديل شدن گلهاي اول به ميوه در اواخر ارديبهشت آبياري
نميشوند كه اين موضوع در موارد خشك سالي و نبود رطوبت كافي در خاك منجر به خسارت
ميگردد. در روش قطره اي كه ميزان آب تحويلي قابل كنترل ميباشد، سعي كنيد آبياري را
در اين روش با حفظ مقادير آورده شده در جدول رعايت نمائيد.
دوره رشد درختان بدليل افزايش تبخير و تعرق و
مواجه شدن درخت با كمبود احتمالي و بروز پديده آفتاب سوختگي نيازمند توجه ويژه
ميباشد. چنانچه در اين مقطع سيستم آبياري با اخلال مواجه شده و يا حد حجمي تعريف
شده رعايت نگردد. بدون ترديد آثار آن بشكل آفتاب سوختگي موضعي ميوه و تنه درختان و
ريزش ميو ها و زرد شدن برگ درخت نمايان خواهد شد. ترديد نكنيد آفتاب سوختگي ميوه
ها خسارت عمده اي است كه به كاهش درآمد شديد باغات منجر ميگردد. پس با طراحي يك سيستم
پايدار آب را بموقع و در حد بهينه تحويل درخت دهيد.
در پايان دوره رشد همراه سرد شدن هوا رنگ ميوه
ها رو به سرخي گذاشته و ميزان آب ميوه نيز افزايش ميابد. استمرار آبياري مديريت
شده موجب رشد كامل ميوه و افزايش وزن آن خواهد شد. آبياري فراوان و در دوره هاي
كوتاه به تركيدگي ميوه ها مي انجامد در اين دوره آب را در حد كافي و به مرور در
اختيار درخت قرار دهيد تا از افزايش ميوه هاي آسيب ديده جلوگيري كنيد.
انار درختي است كه عمده فصل رشد خود را در گرما سپري ميكند آب كليد معماي بهره وري باغات انار است. به رفتار درخت در مواجه با كميت و كيفيت آب دقت كنيد. باغات انار به مديريت صحيح آبياري نيازمند تا محصولي كيفي و فراوان توليد كنند. اگر در اين امر موفق نباشيد محصولي محدود با كيفيت نازل حاصل تلاش شما خواهد بود. آب ماده گرانبهايي است كه اگر درست مديريت شود شما را سرافراز خواهد نمود.
چه اطلاعی از این سنگ دارید؟
چنانچه اطلاعات خود را در قالب نظر ارسال فرمایید تا در دسترس دیگران قرار گیرد.سپاسگزار شما خواهیم بود.

|
ایالات متحده اروپا /
علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1306/08/21
|
|
دشوارترین ماموریت ناتو /
علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1317/08/21
|
|
بازگشت کلینتون ها / علیرضا
باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1306/09/22
|
|
خزان دولت کارگری
[انگلستان] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1302/08/21
|
|
بازسازی عراق ; غنیمت جنگی
/ علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 22و 23/7/82
|
|
بازنده ترین کشور اتحادیه
[اسپانیا] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 23و 24/7/82
|
|
فراتر از دیپلماسی
[ناکارآمدی سازمان ملل] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 8 و 9/7/82
|
|
الزام نقشه راه با کدام
تضمین / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 15و16/9/82
|
|
فیگورهای نخست وزیر [تونی
بلر] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1303/01/23
|
|
شوالیه های بنیادگرا
[القاعده] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق
|
|
تقسیم خزر در حاشیه /
علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1302/04/21
|
|
ملاحظاتی بر تشکیل دولت
انتقالی عراق / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1322/04/21
|
|
ارزیابی قفقازی ها از گسترش
ناتو/ علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1328/04/21
|
|
کرکوک گره کور عراق /
علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1316/12/23
|
|
فرانسه در قلب بحران اروپا
/ علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1309/07/22
|
|
تب فدرالیسم در عراق /
علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1305/09/24
|
|
مصائب اروپایی شدن ترکیه /
علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1318/09/24
|
|
تحلیل شورش شهروندان درجه 2
فرانسه / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1330/10/24
|
|
تحلیل شورش شهروندان درجه 2
فرانسه / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق
|
|
چرخش به راست ، راهنما به
چپ [انگلیس] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: همشهری$$$
1324/05/20
|
|
مدارک نامعتبر برای تهاجم
[حمله به عراق] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: همشهری$$$
1304/06/20
|
|
تدارک جنگ جهانی چهارم :
نقد نظریه های تشکیل خاورمیانه جدید / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1305/09/22
|
|
با تشکیل یک ناتو اروپایی ،
اروپا از خود دفاع می کند / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1307/10/22
|
|
معمای عراق : مقایسه شرایط
نیروهای آمریکایی در عراق با ویتنام دهه 60 / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1318/11/22
|
|
قانون اساسی موقت عراق و
چالش های پیش رو / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق
|
|
ساکن بعدی کاخ سفید کیست
[انتخابات آمریکا] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1320/02/21
|
|
گام های نهایی برای تحقق
اروپای واحد / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1329/03/21
|
|
ارزیابی قدرت رئیس جمهور در
حکومت آمریکا : ساختار حکومتی یا رئیس جمهور / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1306/10/23
|
|
دیپلماسی اقتدار به جای جنگ
پیشگیرانه : استراتژی جدید آمریکا / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1321/11/23
|
|
تحلیل علل پس رفتن حزب
محافظه کار انگلیس / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1324/03/22
|
|
بهره برداری احزاب از آشوب
های فرانسه [بخش پایانی] / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1301/11/24
|
|
چرا بلر آمد ، چرا نمی رود
: طلوع یا غروب حزب کارگر / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1301/05/23
|
|
آسیب شناسی اولین مطبوعه
های ارگان در ایران / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: هفته نامه شرق ( ویژه
نامه سده مشروطه ) 17
|
|
روزنامه نگاری پیش از
مشروطه - صد روز تا صدمین سال انقلاب مشروطه / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1307/07/23
|
|
نگاهی به موضع گیری کشورهای
عرب نسبت به شورای انتقالی حاکم بر عراق / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1313/10/22
|
|
عقب نشینی در لحظه آخر :
بررسی عملکرد منتقدان آمریکا در تصویب قطعنامه عراق / علیرضا باقری ده آبادی
|
|
نویسنده: باقری ده
آبادی ; علیرضا ;
|
|
نشریه: شرق 1301/10/22
|
اولین نشست رسمی صابری بخشدار بادرود با دهیاران واعضای شورای اسلامی روستاهای بخش به میزبانی دهیاری ده آباد تشکیل شد .
عبدالله صابری بخشدار بادرود به همراه محمد معادی فر کارشناس دهیاری ها وامور شوراهای بخش در این جلسه حضور داشتند .
بخشدار بادرود پیرامون موضوعات طرح شده در این نشست گفت در این جلسه به منظور حفظ وحدت همه مسوولان بخش جهت توسعه همه جانبه و جامه عمل پوشاندن به منویات مقام معظم رهبری , درخصوص شرح وظایف دهیاری ها - بررسی شاخصه های ارزیابی دهیاران - استفاده مناسب از توانمندی روستا در تصمیم سازی - ازوم هماهنگی با بخشداری در کلیه مسائل - ایجاد وحدت و انسجام وهمراهی وهمدلی شورای روستا و دهیاری ها با بخشداری - لزوم تنظبم برنامه مدون و سالیانه دهیاران مطالبی بیان شد .
ایشان همچنین اظهار داشت بستر سازی جهت توسعه صنایع دستی وخدمات گردشگری و توجه به نامگذاری میادین ومعابر روستاها به نام های ملی ومذهبی و ثبت ونگهداری اموال و اسناد ومکاتبات اداری از دیگر موارد مطرح شده در این جلسه بود که عنوان گردید.
گفتنی است جلسات به صورت منظم و ماهیانه به صورت چرخشی در یکی از دهیاری های بخش تشکیل خواهد شد
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
منبع:http://www.rasekhoon.net
منبع :http://harameyar.org
اشکال و شبهه در مورد عزاداري امام حسين عليه السلام
در روايات به عزاداري و گرية بر اباعبدالله سفارش شده است گر چه امروزه بعضي ها اشکال مي کنند که گريه بر ميّت و شهيد و کسي که از دنيا رفته چه اثري دارد؟ گاهي در آثار وهّابي ها و نوشته هاي بعضي از افراد اين اشکال ديده مي شود که گريه يعني چه؟ اين گريه به چه معناست؟ چرا بايد براي کسي که 14 قرن قبل به شهادت رسيده است اشک بريزيم؟ دليل اين اشک و بکاء چيست؟ من در توضيح اين مطلب يک نکته اي را بگويم؛ اگر دقت فرماييد، شايد پاسخ اين سئوال روشن شود. اخيراً زياد ديده ام بعضي از نويسندگان در نوشته هايشان اشکال مي کنند که اين اشک چه معنايي دارد؟ اين گريه چه مفهومي دارد؟
به طور کلي ما پنج نوع گريه داريم؛ اما بعضي از بزرگان در کتاب هايشان نوشته اند چهار نوع گريه داريم. من با توجه به روايات يک نوع ديگر را اضافه کرده ام. مرحوم آقاي بهاري کتابي دارد به نام «الدَّعوَه الحُسينيَّه»ايشان اين کتاب را در ردّ کساني نوشته است که بر گريه و زيارت امام عليه السلام اشکال مي کنند. ايشان در آن کتاب اين مطلب را دارد که گريه چهار گونه است. به نظر بنده چهار گونه گريه براي امام حسين عليه السلام هم مي تواند باشد. گريه به دو قسمت تقسيم مي شود: 1- گرية مثبت، 2- گرية منفي. گريه منفي مثل اينکه به کسي بگويند برو جبهة جنگ و او از ترس، گريه کند اين گرية ضعف است. يا مثلاً به کسي بگويند براي تحصيل بايد از وطن و پدر و مادرش دور شود و او از اين موضوع ترس داشته باشد و گريه کند، اين گرية ضعف است. اما گرية مثبت را شايد بتوان به پنج شاخه تقسيم کرد؛
گاهي اعتقادات، انسان را به اشک وا مي دارد، اين مطلب ريشه در قرآن دارد؛ وقتي اين آيه بر نبي مکرم اسلام نازل شد: «تَري أعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ»[2]؛ شما مي بينيد اشک مؤمنان جاري مي شود.[3]همچنين وقتي آيه «إنَّکَ مَيّتٌ وَ إنَّهُمْ مَيِّتُونَ»[4]؛ پيامبر تو مي ميري، مردم هم مي ميرند نازل شد، پيامبر خيلي گريه کرد. وقتي سوره نصر نازل شد؛ اِذا جاءَ نَصْرُاللّهِ وَالفَتْح....عموي پيامبر، عباس اين آيه را شنيد شروع کرد به اشک ريختن.[5]
بُکاءُ رَحمه؛ گرية رحمت يعني اشکي که بر اساس عواطف و احساسات انسان رقّت قلب پيدا مي کند و براي چيزي گريه مي کند، اين طبيعت همة بشر است. حتي اگر کسي مسلمان هم نباشد و قساوت قلب نداشته باشد وقتي يک صحنة غم انگيز مي بيند يا مي شنود اشک مي ريزد. مثلاً بچه اي که از گرسنگي در بغل مادرش جان مي دهد هر کسي را متأثر مي کند، کسي که در بغل باباش شهيد مي شود مثل آن جرياني که در فلسطين پيش آمد، هر کسي که در تلويزيون آن صحنه را ديد متأثر شد. فيلمي که يک صحنة غم انگيز را نشان مي دهد افراد را به گريه مي آورد.
چشم، مجراي اشک وابسته به قلب و باطن انسان است، نمي تواند بي تقاوت باشد مگر کسي که منشأ اين چشمه را خشک کند. در اين رابطه حديث هم داريم پيامبر فرمود: مِنْ عَلاماتِ الشَّقاءِ؛ چهار چيز نشانة شقاوت و بدبختي است: 1- جُمُودَ العَيْنِ؛ خشکي چشم. 2- وَقَسْوَهُ القَلْبِ؛قساوت قلب. 3-شِدَهُ الْحِرْصِ فِي طَلَبِ الدُّنيَا؛ حرص زدن و چسبيدن به دنيا. 4-وَالإصرَارُ عَلَي الذَّنبِ[6]؛ گناه روي گناه. والّا هر انسان عاطفي به طور طبيعي در مسايلي که مصيبت گونه باشد متأثر مي شود چه ببيند و چه بشنود.
داستان ها و شواهد پيرامون گريه اهل بيت عليهم السلام
مورد اول:من چند مثال براي شما مي زنم: پيغمبر خدا پسري به نام ابراهيم داشت، هيجده ماهش بود يعني يک سال و شش ماه داشت که مُرد – بچة يک سال و شش ماهه اول شيرين زباني اش است. تازه به حرف آمده، کمي راه افتاده – پيغمبر خيلي متأثر شد، در تشييع جنازه اش گريه مي کرد عايشه اعتراض کرد: يا رسول الله، چرا گريه مي کنيد؟ فرمود: «لَيْسَ هَذَا بُکاءً وَإنَّما هَذِهِ رَحمَهٌ»؛ اين اشک رحم است، اين اشک دل سوختن است، قلبم مي سوزد و اشکم جاري مي شود من نمي توانم جلوي اين گريه را بگيرم. بعد فرمود:مَنْ لايَرْحَمْ لَا يُرْحَمْ[7]کسي که رحم نداشته باشد خدا هم به او رحم نمي کند. لذا اين يک شاهد؛ در منابع اهل سنت هم آمده که پيغمبر اشک ريخت.
مورد دوم:جعفر ابن ابي طالب شهيد شد؛ جعفر برادر اميرالمؤمنين است، او در جنگ موته شهيد شد. پيغمبر در بعضي از جنگ ها نبوده است از جمله جنگ موته. پيغمبر در مدينه بود او از طريق غيب با خبر شد که جعفر برادر اميرالمؤمنين شهيد شده است، پيغمبر داشت در مسجد براي مردم تعريف مي کرد و اشک مي ريخت که اميرالمؤمنين از در مسجد وارد شد. حضرت فرمود: ساکت باشيد برادرش دارد مي آيد – داغ برادر سخت است- ساکت باشيد که متوجه نشود. اميرالمؤمنين وارد شد وقتي نگاهش به چهرة پيغمبر و اصحاب افتاد ديد چهره حضرت عادي نيست. گفت: يا رسول الله چه شده؟ من برادر در سفر دارم، اتفاقي افتاده؟ پيغمبر اکرم فرمود: خدا به تو صبر دهد، برادرت به شهادت رسيد. هر دو شروع به گريه کردن نمودند اميرالمؤمنين فرمود: کمرم شکست؛ تعبيرش اين است: «انفَصَمَ ظَهري»؛ داغ برادرم جعفر در کمر من جدايي انداخت؛ يعني پشت و پناهم از بين رفت. مردم به خانه اش آمدند، منظور من اين جاست رسول خدا به خانة اسماء آمد، عبدالله بن جعفر بچه بود، او را روي زانوي مبارکش نشاند، دست روي سرش کشيد و گريه کرد. به حضرت زهراسلام الله علیها دستور داد سه روز براي خانة اسماء غذا ببرند که در خانه غذا درست نشود تا اسماء بتواند عزاداري کند. اين هم يکي ديگر از شواهد تاريخي است، حضرت نفرمود گريه نکنيد.
مورد سوم:شهادت حمزه سيدالشهداء؛ وقتي حمزه در احد شهيد شد پيغمبر کنار جنازه اش آمد و گريه کرد. آمد مدينه ديد از همة خانه ها صداي گريه مي آيد، عزاست اما حمزه گريه کن ندارد. پيغمبر فرمود: «لَکِنَّ حَمْزَهَ لَابَوَاکِيَ لَهُ»؛ عمويم حمزه کسي ندارد که برايش گريه کند. زنان مدينه وقتي شنيدند که پيغمبر ناراحت شده، همة مجلس هايشان را تعطيل کردند و آمدند براي حمزه گريه کردند.[8]اين هم يکي از شواهد تاريخي است. اين ها فقط در کتاب هاي ما نيست در منابع اهل سنت هم هست.
مورد چهارم:پيغمبر خدا کنار قبر مادرش آمد، مادرش چه وقت از دنيا رفته است؟ پيغمبر شش ساله بوده است. حدود سي – چهل سال بود که پيغمبر مبعوث شده بود، کنار قبر مادرش آمد: «زارَ قبرَ امّهِ فَبَکي وَاَبْکي مِنْ حَوْلِهِ»[9]صورت روي قبر مادر گذاشت و اشک ريخت، بعد از چهل سال! مادرش است دلش مي سوزد. اميرالمؤمنين شب مي رفت کنار قبر حضرت زهرا گريه مي کرد. حضرت زهرا مي آمد کنار قبر حمزه و گريه مي کرد.
پس دقت بفرماييد ما پنج نوع گريه داريم: 1- گرية عقيدتي؛ 2- گريه عاطفه و احساسات. وقتي کسي بشنود يک طفل شش ماهه در بغل باباش جان داده، تشنه بوده، متأثر مي شود. مگر انسان چقدر مي تواند عواطف و احساساتش را خاموش کند. در عربستان در تشييع جنازه هاي وهّابي ها – گاهي من بوده ام- هيچ کس گريه نمي کند، مي گويند گريه حرام است. گاهي انسان مي بيند کسي در اثر تصادف پدر و يا برادر و يا فرزندش را از دست داده اما چون آنها مي گويند گريه حرام است گريه نمي کند؛ ولي واقعاً دارد منفجر مي شود.
اين گريه يک نوع آرامش مي آورد، اين اشک يک سروري مي آورد، لذا روايت داريم که امام حسين فرمود: من کشتة اشک هستم هيچ کسي با غم و اندوه به زيارت نمي آيد مگر اين که خدا او را با خوشحالي نزد اهل و عيالش برمي گرداند.[10]وقتي پيش خانواده اش برمي گردد خوشحال است؛ يعني احساس سبکي مي کند. ديده ايد وقتي انسان کسي را از دست مي دهد مي گويند بگذاريد گريه کند جلوي گريه اي را نگيريد؛ چون آرامش مي آورد. مي خواهم اين بحث براي شما روشن شود که چرا ما براي امام حسين گريه مي کنيم. امام حسين عليه السلام نياز به اشک ما ندارد اما براي اين گريه دليل داريم.
گاهي گريه، گرية فضيلت طلبي است يعني فضيلتي از انسان فوت شده باشد؛ مثل پدر و مادر خوب، استاد خوب بعد انسان غصه مي خورد. مثلاً چرا امروز امام حسين عليه السلام نيست؟ چرا ما زماني هستيم که امام حسين عليه السلام را درک نکرده ايم؛ «اللَّهُمَّ إنَّا نَشکُو إلَيْکَ غَيْبَهَ نَبِيِّنا»[11]مگر در دعاي افتتاح نمي گوييد: خدايا، ما گريه و شکوه مي کنيم که چرا پيغمبر نيست تا از او استفاده کنيم؟ مگر در دعاي ندبه نمي گوييد:«مَتي تَرانا وَنَراک»؛ کي ما تو را مي بينيم و تو ما را مي بيني؟ شما ديده ايد يک جواني مثلاً شب عروسي اش است پدرش را از دست داده، دلش مي خواهد پدرش در مجلس عروسي اش باشد، همه خوشحالند اما اين جوان آن شب يک نگاهي به جمعيت مي کند اشک در چشمانش حلقه مي زند، مي گويند: آقا مجلس عزا که نيست! مي گويد: مي دانم اما دلم مي خواست بابام در اين مجلس مي بود. اين گرية فقدان است. وقتي پيغمبر از دنيا رفت اميرالمؤمنين اشک مي ريخت و مي فرمود: « يا رَسُولَ الله لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِکَ ما لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِک»[12]؛ يا رسول الله، گريه مي کنم شما که رحلت کرديد، وحي تمام شد، ديگر آية قرآن نازل نمي شود – چون با مرگ پيغمبر قرآن تمام شد- چيزي با مرگ شما از بين رفت که ديگر نمي آيد و آن هم وحي است. چون بر امام وحي نازل نمي شود ممکن است با فرشته سخن بگويد؛ ولي وحي فقط بر پيغمبر نازل مي شود.
گاهي انسان گريه مي کند که چرا ما کربلا نبوديم چرا ما روز عاشورا نبوديم که صداي«هَل مِنْ ناصر» او را بشنويم و امام را ياري کنيم. خيلي ها بودند که اين آرزو را داشتند؛ جابر روز اربعين آمد کربلا و گريه کرد: يا اباعبدالله، من نبودم شما را ياري کنم. يا لَيتَنا کُنّا مَعَک فَنَفوضُ فوزاً عظيما. مگر موقع آب خوردن نمي گوييم کاش ما بوديم فائض مي شديم. «عبيد الله حر جوفي»امام حسين را ياري نکرد، بعداً آمد کربلا شروع کرد گريه کردن، خطاب به خودش کرد و گفت: توفيق نداشتي، اگر امام را ياري کرده بودي در قيامت از دست مادرش حضرت زهراسلام الله عليها شفاعت مي گرفتي. پس گريه نوع سوم گرية عدم حضور است مثلاً چرا امام حسين عليه السلام نيست؟ چرا امام زمان در بين ما نيست؟ چرا روز عاشورا من نبودم.
چهارم اشک معرفت و اشک صفاتي است، مثلاً گريه مي کنم چرا امام حسين اين قدر خوب بود و من اين قدر بد هستم؟! چرا امام حسين اين قدر صبور بود و من اين قدر کم صبر هستم؟! چرا امام حسين مظهر نماز و ايثار بود و من در نماز اين قدر سست و کاهل هستم؟! بنابراين گرية نوع چهارم گرية معصيت زداست؛ يعني چرا من بدم؟ چرا من گناه مي کنم؟ چرا نور امام حسين در دل من نيست؟ چرا نور خدا در دل من نيست؟ اين اشک هم اشک طبيعي است. اين که گفته اند اشک بر اباعبدالله گناه را مي برد معنايش اين است، نه اينکه بيمة گناه است. اين که شما گريه کنيد بعد گناه کنيد و بگوييد اين با آن پاک مي شود، خير چنين نيست.
تمثيلي براي تبديل سيئات به حسنات
مثلاً شما کود را پاي گل مي ريزيد، مي گويند آقا، اين بوي بد مي دهد، متعفن است چرا اين کود را اين جا آورديد؟ مي گوييد: صبر کنيد کود تبديل به بوي خوش مي شود. يک مدتي که مي گذرد اين کود جذب خاک مي شود، کم کم اين گل از اين کود ارتزاق مي کند و يک ماه الي سه ماه ديگر وقتي توي باغ مي رويد، مي گوييد عجب بوي گلي! ديگر بوي کود نيست. اين جاست که مي گويند: إنَّ الحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات[13]اين که قرآن مي فرمايد: حسنات، سيئات را از بين مي برد و يا «يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[14]؛ خدا بدي را به خوبي تبديل مي کند، معنايش اين نيست که شما دروغ بگوييد، به جاي آن راست مي نويسند، خير چنين نيست. مثل اين است شما کود را بياوريد بو بکشيد، بعد بگوييد بوي عطر مي دهد؛ يعني کود مي رود جزو گل و بوي گل مي گيرد. دروغگو وقتي در زندگي اش دروغ و معصيت است آيا اشک بر امام حسين اين ها را مي زدايد؟ شما کلمه تبديل را چه وقت مي گوييد؟ وقتي مي گوييد اين ماشين را تبديل کردم، به چه معناست؟ يعني آن ماشين را دادم و ماشين بهتر گرفتم. تبديل، قسم چهارم است. اشکي که تبديل مي کند، اشکي که تغيير مي دهد، اشکي که تحول ايجاد مي کند، اين اشک گناه زداست.
گرية با صدق بر جان ها زند تا که چرخ و عرش را گريان کند
گرية بي صدق بي رونق بود ديو زان بر گريه اش خندان بود
گرية با صداقت، گرية شوينده است.
خداوند در قرآن کريم مي فرمايد:«لا يُحِبُّ اللهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَولِ إلّا مَنْ ظُلِمَ».[15]خدا دوست ندارد داد و فرياد بزنيم اما مي گويد مردم، در يک جا فرياد زدن اشکالي ندارد و آن جايي است که به کسي ظلم شده است. خداوند در قرآن به صراحت فرياد مظلوم را ذکر کرده است. چگونه مي شود انسان مظلومي را ببيند ساکت بنشيند، گاهي بايد مظلوم را با اشک ياري کرد. حضرت زهرا مظلوم را با چه ياري کرد؟ 75 روز يا 95 روز بعد از رحلت رسول الله صل الله عليه و اله آمد بقيع گريه کرد، اُحد رفت گريه کرد. اين گريه صرفا بر فقدان پيغمبر نبود؛ بلکه به خاطر فقدان پيامبر و ظلم هايي که به اميرمؤمنان عليه السلام شده بود. بنابراين ما پنج قسم گريه داريم: عقيدتي، عاطفي، فضيلت طلبي، گناه زدا و گريه بر مظلوم. که چهار قسم آن در واقعة کربلا هست.
دليل گريه بر امام حسين عليه السلام
چرا ما بر اباعبدالله اشک مي ريزيم؟
1- چون اباعبدالله مظهر اعتقادات ماست، امامت جزء لاينفک دين ماست.
2- اباعبدالله مظهر فضيلت است بر فقدان فضايل اشک مي ريزيم.
3- گريه مي کنيم به خاطر اين که دلمان براي اباعبدالله مي سوزد که حتي شيرخواره اش را با تير سه شعبه سيراب کردند.
4- مظلوم واقع شدند. شما هر کدام از آنها را در نظر بگيريد عزاداري دارد.
سيد بن طاوس مي فرمايد: اگر به ما فرمان عزاداري نمي دادند عاشورا جشن داشت. بعد حفظ عاشورا جشن دارد اما بعد مصيبتي آن چنين نيست. اگر تير به دست کسي بخورد شما متأثر مي شويد. چگونه ممکن است جلوي چشم انسان بچه اي قطعه قطعه شود آدم ساکت بنشيند و به حال آن اشک نريزد. اين گريه ها، گرية ضعف نيست، گرية بيچارگي نيست،
اين است که گرية بر امام حسين اين قدر ثواب وارد شده است.
ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي)
آيا قلبي پيدا ميشود که وقتي دربارهي کربلا سخن ميشنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غيرمسلمانان نيز نميتوانند پاکي روحي را که در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انکار کنند.
مهاتما گاندي (رهبر استقلال هند )
من زندگي امام حسين (ع)، آن شهيد بزرگ اسلام را بدقت خواندهام و توجه کافي به صفحات کربلا نمودهام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد يک کشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين (ع) پيروي کند.
ماربين آلماني (خاورشناس)
حسين (ع) با قرباني کردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداکاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد که ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه ظاهراً عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر کاهي بر باد خواهد رفت.
جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي)
وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مامور به خونريزي مي کرد، آنها ميگفتند:«چه مبلغ ميدهي؟» اما انصار حسين به او گفتند:«ما با تو هستيم، اگر هفتادبار کشته شويم، باز ميخواهيم در رکابت جنگ کنيم و کشته شويم.
و ... منبع : وارس
ديباچه ي عشق و عاشقي باز شود
دلها همه آماده ي پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين
ايام عزا و غصه آغاز شود
مهران خالقی ده آبادی
"روستای من"
روستای من
دِهِ آبادی است
که در کوچه های خاکی اش
بچه ها
کفش های تنبلی را سوراخ می کنند
و شب های پاییز
پای کرسی خیال
حسنک را خواب می بینند
روستای من
جای پیر مردهایی است
که پای جوی
ساقه های گندم را
سوت می زنند
و زن ها
پای دار قالی
رنگ ها را
یک به یک
قصاص می کنند
روستای من
دِهِ آبادی است
که خسرو
کولی روستا
بهار را
در گوش درختان
دَف میزند
و تقی
پیر مرد پارچه فروش
پای سایه چنار
عروس ها را
پارچه های سفید
میهمان می کند
روستای من
جای توت هایی است
که بی ابر و باد
یکجا
روی سرت باران می شوند
و انارهایی که
دلشان
از مرگ باغبان
ترک می خورد
دِهِ من
جای ماهیان قنات است
ماهیانی که
سالهاست
به دریا نرسیدنشان را
سیاه پوشیده اند
روستای من
همین نزدیکی است
من
در این باغها جوانه زده ام
با تشکرازشما گرامیان که به وبلاگ ما سرزدید
دوستان عزیزوهمشهریان خوب وبا صفای روستای ده آباد درصورت تمایل می توانید مطالب وعکسهای خودتان را درباره آداب , رسوم , عقاید , باورها و هرموضوعی دررابطه با روستای ده آباد از گذشته های دور و نزدیک به نشانی پست الکترونیکی زیر
ارسال کنیدتا با نام شما در این وبلاگ منعکس شود منتظر ایده ها ونظرات خوب ارزشمند شما هستیم.

«قریة العُبّاد» بوده نام آن
هر کجا نامی ز آبادانی است در گمان ، شخصی به عمران بانی است
گر چه نام شخص اغلب روی آبادی بُوَد در حقیقت از کرامات خداوندی بُوَد
گر نبودی آب ، آبادی نبود بی وجود آب ، کی بودی وجود
با وجود آب ، هستی باقی است جمله جرعه نوش و او ، خود ساقی است
این دیار ما ، به نام شخص نیست علتش هم بر کسی پوشیده نیست
نام « ده آباد» اگر گویی چرا در نقشه نیست چون نبوده نام آن این ، بلکه نام دیگریست
« قریة العُبّاد» بوده نام آن این چنین نقل است از پیشینیان
اعتقاد راسخ مردم به دین می نماید شک به نامش را یقین
مرد مانش مفتَّخَر از پیرَوی انبیاء پاسداری می نمایند از همه آئین ها
گر چه واقع گشته این آبادی ما در کویر زندگی بوده و باشد دلپذیر
الغرض ، کوته کنم این گفتگو شمّه ای گویم ز دیگر وصف او
صنعت فر شش رقابت می کند در هر کجا کز برای بافتن باشد در آن داری به پا
صنعت دیگر بُوَد ریسندگی همچو خورشیدی کند در آسمان تا بندگی
قلعه با آن بُرج و بارویی که باقی مانده از عهد کهن دَم زَنَد از پاسداری و حراست از وطن
چشمه ای جاریست در آن سالها می کند سیراب دشت و باغها
میوه ها را هر چه باشد نام ، می آید به بار خربزه ، انگور، انجیر ، هندوانه و خیار
طالبی ، گرمک ، هلو ، آلوچه ، توت و آلبا لو سیب شیرین ، سیب ترش شاتوت ، آلو، زرد آلو
آن دگر میوه که گر نامی برند از باغ او ساوه می گردد بدون شک خجل از روی او
گر رَوَی در دشت پایان بهار جمله می بینی درختان ، پر انار
در بدست آوردن پسته بُوَد بسیار باغ و باغبان کم نباشد پسته اش از پسته های دامغان
گرچه قائن شُهره است از زعفران این دیار ما تُهی نَبوَد از این دُرّ گران
آنچه گفتم نیست اغراق و نبود از روی طنز بینی آن را با دو چشم خویش اگر آیی نطنز
«سراینده : قاسم مقامی – تیر ماه 1390»
برای دیدن تصاویر بیشتر کلیک کنید


مراسم آيين روايت نينوا از شهادت تا اسارت، هرساله در بعد ازظهر روز اربعين
سرور و سالار شهيدان كربلا در روستاي ده آباد از توابع بخش امامزاده آقا علي عباس ( باد رود) شهرستان نطنز باشكوه خاصي برگزار مي شود.
اين مراسم كه تصوير غمناك و جانسوزي از واقعه بعد از شهادت حضرت امام حسين(ع) تا اسارت فرزندان و خاندان پاك و مظلوم آن حضرت است به صورت نمايشي همراه با نواي حزن انگيز ني و روايت راوي اجرا مي شود.
اربعين حسيني بهترين زماني است كه بار ديگر دوستداران و محبان مكتب تشيع و ايثار و شهادت در مراسم نينوا، لحظاتي از اين حادثه خونبار و بزرگ در اذهان سوخته دلان اين مكتب تداعي شود و دلهاي خود را از غبار روزمرگي دنيوي جلا و صيقل دهند.
شايسته است به کلیه دست اندرکاران و زحمت کشان بويژه اعضاي هيئات محترم ابوالفضل (ع) و علي اصغر (ع) و....روستاي ده آباد خدا قوت عرض نمائیم .
امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند؛ مثلاً وقتی به ما می گویند خسته نباشید در اصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (روی خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نیروی مثبت و سازنده به افراد هدیه می دهیم.مثال:
به جای "پدرم درآمد"؛ بگوییم: خیلی راحت نبود
به جای "خسته نباشید"؛ بگوییم: خدا قوت
به جای "دستت درد نكنه"؛ بگوییم:ممنون از محبتت- سلامت باشی
به جای "ببخشید مزاحمتون شدم"؛ بگوییم: ما خودمان مزاحميم. از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم
به جای "لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد"؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمي ریزد
به جای "گرفتارم"؛ بگوییم: كارمندم .در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای "دروغ نگو"؛ بگوییم: راست می گی؟ راستی؟
نگرش مثبت
به جای "خدا بد نده"؛ بگوییم: خدا سلامتی بده
به جای "قابل نداره"؛ بگوییم: هدیه برای شما
به جای "شكست خورده"؛ بگوییم: با تجربه
به جای "مگه مشكل داری"؛ بگوییم: مگه مسئله ای داری؟
به جای "فقیر هستم"؛ بگوییم: ثروت كمی دارم
به جای "بد نیستم"؛ بگوییم: خوب هستم
به جای "به درد من نمی خورد"؛ بگوییم: مناسب من نیست
به جای "مشكل دارم"؛ بگوییم: مسئله دارم
به جای "جانم به لبم رسید"؛ بگوییم: خیلی راحت نبود
به جای "فراموش نكنی"؛ بگوییم: یادت باشه
به جای "داد نزن"؛ بگوییم: آرام باش
به جای "من مریض و غمگین نیستم"؛ بگوییم: من سالم و با نشاط هستم
به جای "غم آخرت باشد"؛ بگوییم: شما را در شادی ها ببینم